۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه
نیاز به برگذاری یک راهپیمایی قبل از 22 بهمن برای اعتراض به اعدامها .
اگر ساکت بنشینیم و واکنشی به اعدامهای اخیر نداشته باشیم تا 22 بهمن شاهد اعدامهای بیشتری خواهیم بود به همین دلیل نیاز به برپایی یک راهپیمایی هرچند کوچک شدیداً احساس میشود .
۱۳۸۸ دی ۲۲, سهشنبه
آیا موسوی در حال معامله با رژیم است ؟
از کنار هم نهادن و مقایسه بیانیه میر حسین موسوی و مهدی کروبی به چه نتایجی میرسیم ؟ آیا موسوی در حال معامله با رژیم است و از مواضع خود عقب نشینی نموده است ؟ آیا کروبی با توجه به این موضوع بیانیه اخیر خود را صادر نموده است ؟
قبل از بررسی موضوعات فوق لازم میدانم به این موضوع اشاره کنم که اخیراً خبرهایی از درون دستگاه حاکمیت شنیده میشود که فرازهایی از آن در زیر می آید :
رهبر از قدرت روز افزون سپاه نگران است و برای حل بحران دست به دامان هاشمی رفسنجانی شده است .
هاشمی رفسنجانی از موسوی خواسته است برای معامله با رهبر و حل بحران از مواضع خود عقب نشینی کند .
کروبی زیر بار معامله با رهبر نرفته است .
حکومت ضمن معامله با موسوی در جبهه دیگری و برای ترساندن مردم دست به یک سلسله اعدامها خواهد زد .
حکومت برای توجیه کارهای خود چند نفر از دست اندر کاران جنایات ماههای اخیر مانند مرتضوی و رادان را قربانی خواهد کرد .
با توجه به اینکه موسوی بارها و بارها اعلام کرده است فرزند انقلاب و پایبند به اصول آن می باشد لذا قطعاً حفظ نظام جمهوری اسلامی خط قرمز ایشان است و حکومت با عنایت به این اعتقاد موسوی ( که بزرگترین نقطه ضعف او می باشد ) با او وارد معامله شده است که این اعتقاد راسخ موسوی به جمهوری اسلامی احتمال درست بودن این اخبار را شدیداً تقویت میکند ضمن اینکه بیانیه 17 موسوی نیز می تواند تاییدی بر این مدعا باشد زیرا در آن هیچ اشاره ایی به تکلیف خون کشته شدگان جنبش سبز نشده ( بر خلاف بیانیه کروبی ) و تلویحاً دولت احمدی نژاد به رسمیت شناخته شده ، هرچند در روزهای اول انتشار بیانیه 17 موسوی جناح اصولگرا در روزنامه هایی مانند جام جم ، ایران و .... به شدت در مقابل آن موضع گیری کردند ولی در روزهای اخیر این گروه بازی نرم تری را شروع کرده اند که نمونه آنرا میتوان در برنامه رو به فردا صدا و سیما دید .
اما اینگونه که از بیانیه کروبی برداشت میشود ایشان نه تنها از مواضع پیشین خود عقب نشینی نکرده بلکه با درایت کامل و برای ثبت در تاریخ مواضع خود را بطور شفاف بیان نموده است و خواسته های پنج گانه شان آنقدر سنگین است که امکان هرگونه مصالحه را از بین میبرد و این ثبات قدم کروبی به نظر بنده ناشی از تجربه انتخابات 84 و شناخت ایشان از غیر قابل اعتماد بودن رژیم است .
نویسنده مقاله بر این نظر است که حکومت تمام توان خود را برای سرکوب یا ساکت کردن جنبش تا 22 بهمن بکار خواهد بست و هرچند ممکن است در کوتاه مدت امتیازاتی به موسوی بدهد ولی در نهایت اگر موسوی به حکومت و قول خامنه ایی اعتماد کند و این معامله شوم سر بگیرد موسوی بازنده اصلی خواهد بود زیرا ضمن اینکه منفور مردم خواهد شد در نهایت رژیم به هر نحو ممکن او را حذف خواهد کرد .
قبل از بررسی موضوعات فوق لازم میدانم به این موضوع اشاره کنم که اخیراً خبرهایی از درون دستگاه حاکمیت شنیده میشود که فرازهایی از آن در زیر می آید :
رهبر از قدرت روز افزون سپاه نگران است و برای حل بحران دست به دامان هاشمی رفسنجانی شده است .
هاشمی رفسنجانی از موسوی خواسته است برای معامله با رهبر و حل بحران از مواضع خود عقب نشینی کند .
کروبی زیر بار معامله با رهبر نرفته است .
حکومت ضمن معامله با موسوی در جبهه دیگری و برای ترساندن مردم دست به یک سلسله اعدامها خواهد زد .
حکومت برای توجیه کارهای خود چند نفر از دست اندر کاران جنایات ماههای اخیر مانند مرتضوی و رادان را قربانی خواهد کرد .
با توجه به اینکه موسوی بارها و بارها اعلام کرده است فرزند انقلاب و پایبند به اصول آن می باشد لذا قطعاً حفظ نظام جمهوری اسلامی خط قرمز ایشان است و حکومت با عنایت به این اعتقاد موسوی ( که بزرگترین نقطه ضعف او می باشد ) با او وارد معامله شده است که این اعتقاد راسخ موسوی به جمهوری اسلامی احتمال درست بودن این اخبار را شدیداً تقویت میکند ضمن اینکه بیانیه 17 موسوی نیز می تواند تاییدی بر این مدعا باشد زیرا در آن هیچ اشاره ایی به تکلیف خون کشته شدگان جنبش سبز نشده ( بر خلاف بیانیه کروبی ) و تلویحاً دولت احمدی نژاد به رسمیت شناخته شده ، هرچند در روزهای اول انتشار بیانیه 17 موسوی جناح اصولگرا در روزنامه هایی مانند جام جم ، ایران و .... به شدت در مقابل آن موضع گیری کردند ولی در روزهای اخیر این گروه بازی نرم تری را شروع کرده اند که نمونه آنرا میتوان در برنامه رو به فردا صدا و سیما دید .
اما اینگونه که از بیانیه کروبی برداشت میشود ایشان نه تنها از مواضع پیشین خود عقب نشینی نکرده بلکه با درایت کامل و برای ثبت در تاریخ مواضع خود را بطور شفاف بیان نموده است و خواسته های پنج گانه شان آنقدر سنگین است که امکان هرگونه مصالحه را از بین میبرد و این ثبات قدم کروبی به نظر بنده ناشی از تجربه انتخابات 84 و شناخت ایشان از غیر قابل اعتماد بودن رژیم است .
نویسنده مقاله بر این نظر است که حکومت تمام توان خود را برای سرکوب یا ساکت کردن جنبش تا 22 بهمن بکار خواهد بست و هرچند ممکن است در کوتاه مدت امتیازاتی به موسوی بدهد ولی در نهایت اگر موسوی به حکومت و قول خامنه ایی اعتماد کند و این معامله شوم سر بگیرد موسوی بازنده اصلی خواهد بود زیرا ضمن اینکه منفور مردم خواهد شد در نهایت رژیم به هر نحو ممکن او را حذف خواهد کرد .
۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه
من هم به هریک از دلایل زیر محاربم 12 بار اعدامم کنید
تقاضای برگذاری رفراندم برای ادامه یا اتمام حکومت جمهوری اسلامی دارم / تقاضای مجازات عاملان ظلم و ستم 30 سال گذشته را دارم ./ خواستار لغو مجازات اعدام در قانون اساسی هستم ./خواستار جدایی کامل دین از سیاست هستم ./خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق کلیه اقوام ایران هستم ./خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق کلیه اقلیتهای دینی و بی دین ایران هستم ./خواستار برقراری دموکراسی در ایران هستم ./خواستار برقراری اقتصاد آزاد در ایران هستم ./خواستار برقراری سکولاریسم در ایران هستم ./خواستار برقراری فدرالیسم در ایران هستم ./خواستار برقراری پلورالیزم ( چند فرهنگی ) در ایران هستم ./خواستار حقوق مساوی برای زنان و مردان ایرانی هستم .
۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه
پیشنهادی برای آینده ایران : تبدیل مقبره خمینی به موزه جنایات رژیم جمهوری اسلامی
امیدوارم پس از پیروزی بر این رژیم و برقراری دموکراسی به جای خراب کردن مقبره خمینی آنرا تبدیل به موزه کاملی از جنایات جمهوری اسلامی از ابتدا تا انتها کنیم .
۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه
علیرضا رضایی و شیرین عبادی دچار سندرم مهندسی شده اند
مهندسان کارکشته چون در رشته خودشان بسیار خبره می شوند امر برشان مشتبه میشود تمام مسائل دیگر را به همان خوبی میفهمند و میتوانند تجزیه و تحلیل کنند این امر خصوصاً در تحلیل مهندسان از مواردی مثل سیاست ، جامعه شناسی ، روانشناسی و ... بیشتر به چشم میخورد.
در خصوص علیرضا رضایی و شیرین عبادی هم این مشکل وجود دارد یکی در طنز نویسی استاد مسلم است و دیگری در وکالت ولی علیرضا در مورد مسائل زنان - که در حوزه کاری جامعه شناسان می باشد - در اشتباه است و شیرین عبادی با اظهار نظرهای خوددر خصوص مذهبی بودن ایرانیان که اینهم مربوط به جامعه شناسی است بسیار از موضوع دور افتاده و اشتباه میکند
در خصوص علیرضا رضایی و شیرین عبادی هم این مشکل وجود دارد یکی در طنز نویسی استاد مسلم است و دیگری در وکالت ولی علیرضا در مورد مسائل زنان - که در حوزه کاری جامعه شناسان می باشد - در اشتباه است و شیرین عبادی با اظهار نظرهای خوددر خصوص مذهبی بودن ایرانیان که اینهم مربوط به جامعه شناسی است بسیار از موضوع دور افتاده و اشتباه میکند
۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه
شعر زیبای شمس لنگرودی برای ندا آقا سلطان
دخترم/
سنت شان بود/
زنده به گورت کنند/
تو کشته شدی/
ملتی زنده به گور می شود./
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/
او که پول مرگ تو را گرفته/
شام حلال می خورد./
تو فقط ایستاد ه بودی/
و خوشدلانه نگاه می کردی/
که به خانه ات بر گردی/
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم/
و خیل خیال های خوش آینده/
بر در و دیوارش پرپر می زنند./
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی/
مرغی حیران/
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند/
تو به دام افتادی/
همچون خوشه ی انگوری/
که لگدکوب شد/
و بدل به شراب حرام می شود./
کیانند اینان/
پنهان بر پنجره ها، بام ها/
کیانند اینان در تاریکی/
که با صدای پرنده ی خانگی/
پارس می کنند./
کشتندت دخترم/
کشتندت/
تا یک تن کم شود/
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی./
آه ندای عزیز من/
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود/
باز شد/
گسترده شد/
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید/
و اینانی که ندا داده اند/
بلبلانند/
میلیون ها تن که گِرد گُلی نشسته/
و نام تو را می خوانند./
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی/
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی/
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/
او که صید حلال می خورد/
سنت شان بود/
زنده به گورت کنند/
تو کشته شدی/
ملتی زنده به گور می شود./
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/
او که پول مرگ تو را گرفته/
شام حلال می خورد./
تو فقط ایستاد ه بودی/
و خوشدلانه نگاه می کردی/
که به خانه ات بر گردی/
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم/
و خیل خیال های خوش آینده/
بر در و دیوارش پرپر می زنند./
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی/
مرغی حیران/
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند/
تو به دام افتادی/
همچون خوشه ی انگوری/
که لگدکوب شد/
و بدل به شراب حرام می شود./
کیانند اینان/
پنهان بر پنجره ها، بام ها/
کیانند اینان در تاریکی/
که با صدای پرنده ی خانگی/
پارس می کنند./
کشتندت دخترم/
کشتندت/
تا یک تن کم شود/
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی./
آه ندای عزیز من/
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود/
باز شد/
گسترده شد/
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید/
و اینانی که ندا داده اند/
بلبلانند/
میلیون ها تن که گِرد گُلی نشسته/
و نام تو را می خوانند./
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی/
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی/
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/
او که صید حلال می خورد/
۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه
مثل اینکه احمدی نژاد در حال سوار کردن مجدد ترمز قطار هسته ایی می باشد
آقای احمدی نژاد یادمان نرفته همین چند وقت پیش فرمودید ترمز قطار هسته ایی را کنده و بدور انداخته اید حال چه شده است که برای تسلیم شدن تمام اینهمه عجله میکنید ؟ حداقل کمی با آرامش و طمانینه بیشتر جلو بروید و به قول معروف مواظب باشید از هول حلیم توی دیگ نیافتید .
اشتراک در:
پستها (Atom)